ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
426
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
مهران بدرياى شور مىريزد ، ولى علماء هند و سند به من گفتند ، كه سرچشمهء رود نيل و مهران يكى است و هر دو از يك چشمهء بزرگ سرچشمه مىگيرند . نهر مهران خاك سند را مىشكافد تا در درياى شور بريزد . نهر ديگرى است كه از خاك هند مىگذرد و به خاك سودان مىرسد و از آن گذشته تا به خاك نوبه برسد و بقيه آن پس از آبيارى خاك مصر به درياى روم خواهد ريخت . يوسف گفت : عنبسة بن اسحق الضبى از وضع چشمهاى كه نهر مهران و نيل از آن بيرون مىآيند ، برايم صحبت كرد و گفتار او عينا گفتار ابراهيم بود . موضوع ماهى را هم به همان صورت كه ابراهيم گفته بود نقل مىكرد . 2 1 22 - ايوب المعروف با الابرش ايوب ابرش در صنعت طب و ترجمه صاحبنظر بود و كتابهائى از مصنفات يونانى را به سريانى و به عربى نقل و ترجمه نموده ، ولى آنچه را كه در اواخر عمر خود ترجمه كرده بهتر از ترجمههاى سابق او است . 2 1 23 - ابراهيم بن ايوب الابرش اسحق بن على رهاوى در كتاب « ادب الطبيب » گويد : عيسى بن ماسه برايم گفت : كه ابراهيم بن ايوب ابرش اسمعيل برادر المعتز را معالجه كرد و او شفا يافت . مادرش قبيحه از متوكل پرسيد و گفت : مىخواهم به او جايزه بدهم . متوكل گفت : صبر كن بعد از من هرچه مىخواهى به او عطا كن و هرچه تو بدهى من هم مثل آن را خواهم داد . ابراهيم در حضور آنها ايستاده بود . بالاخره قبيحه مادر اسمعيل بدرهاى درهم به او داد . متوكل نيز چنان كرد . قبيحه براى مرتبهء دوم دستور داد يك كيسه درهم بابراهيم بدهند . متوكل هم امر كرد يك كيسه ديگر درهم آوردند و بابراهيم داد . اين عمل شانزده مرتبه تكرار شد . در اينجا قبيحه بكنيزش دستور داد ، ديگر پول نياورد . ابراهيم محرمانه به قبيحه رساند كه بدرهها را قطع نكند . من بدرهها را بوى مسترد خواهم كرد . قبيحه گفت : خدا چشم ديگرى را پر كند « 1 » . متوكل گفت : اگر تا صبح چنين مىكردى منهم همان كار را مىكردم . بدرههاى پول به منزل ابراهيم حمل گرديد .
--> ( 1 ) - كنايه از آن است كه خدا چشم ترا پر كند ( مترجم ) .